بعضی فرداها به اندازه ابدیت و یک روز طول میکشد. فردا نمیرسد. هر چه ساعتها جان میکنند که تو را از اکنونت نجات دهند باز تو همانجا، دقیقا وسط کارزار تنهایی ماندهای. نقطه مقابل آن فردای بس طولانی فردای طوفانی هم وجود دارد. فردایی که در یک چشم به هم زدن میرسد. فردایی که تو دوست نداری برسد چون در حال لذت بردن از نفسهای اکنونی. این همان تراژدی همیشگیست که انسان هیچ دخل و تصرفی در آن ندارد.
3717
- تا حالا اینجوری ندیده بودمت
- واسه اینه تا حالا اینجوری نبودم
- کجا باهاش آشنا شدی؟
_ تو خیابون پیداش کردم
_ مسخره!!!
_ همین دیگه راستشم که بگی کسی باور نمیکنه
فیلم: شب های روشن
کارگردان: فرزاد موتمن
3723
میگذرد!
گاهی از غرورش!
گاهی از کسی که سخت دوستش دارد.
گاهی خودش را پنهان میکند، زیر
صدای موسیقی هدفونش ...
گاهی پشت لبخندهای ساختگی !
اما ... اما
یک روز، بعد از یک اتفاق، گریههایش
تا همیشه بند میآید و تبدیل میشود
به نگاهی سرد ..زن را میگویم...
3709
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست.
امیر هوشنگ ابتهاج(متولد6 اسفند 1306-رشت) متخلص به ه. ا. سایه شاعر و پژوهشگر ایرانی است.
1190
صدای هر کسی مثل اثر انگشتش منحصر به فرده برای کسی که از صدای محبوبش آرامش میگرفته جایگزینی وجود نداره، به نظرم صدا مهم تر از دیدنه، ندیدنِ رو میشه تحمل کرد ولی فکر اینکه هیچوقت نتونی صداشو بشنوی دیوونهت می کنه.
آریا ابراهیمی
5118
آنها ظاهری آرام، منزوی، و غیر معاشرتی دارند. آنها نمیدانند چطور دوست بدارند و چطور از خودشان احساسات نشان بدهند. تنهای تنها هستند، در خودشان فرو رفتهاند و به کسی دسترسی ندارند.
1320
آواز از مه گفتار از مه
گیتار از مه دیدار از تو
اندوه از مه سیگار از مه
آغاز از مه تکرار از تو
لبخند اتزه زیبام اتکه
گازیم ات دا رسوام اتکه
ساکت بودم صدام اتزه
پنهن بودم پیدام اتکه
فریاد ام که مره مره
آواز ام دا بمن بمن
جواب ات دا نتام نتام
شروند بزن آواز بخن
احساس از مه ابراز از تو
تکرار از مه آغاز از تو
شیرین از تو فرهاد از مه
از مه خواهش صد ناز از تو
آواز از مه گفتار از مه
گیتار از مه دیدار از تو
اندوه از مه سیگار از مه
آغاز از مه تکرار از تو
آواز امدا بمن بمن
فریاد امکه مره مره
جواب ات دا نتام نتام
شروند بزن آواز بخن
احساس از مه ابراز از تو
تکرار از مه آغاز از تو
شیرین از تو فرهاد از مه
از مه خواهش صد ناز از تو
نام آهنگ: خاطره
هنرمند: مجید سالاری
1300
هشت ساعت کار میکنی با حس تقریبا خوب
انگار که داری کار مهمی میکنی.
ازدواج میکنی انگار که ازدواج کردن یه پیروزیه.
بچه دار میشی انگار که بچه دار شدن یه پیروزیه.
ولی کاری که بیشتر افراد میکنن همش مزخرفه.
ازدواج، تولد، بچه
کاریه که انجام میدن
چون کار دیگه ای ندارن که بکنن
نه افتخاری توشه، نه ارزشی، نه لذتی
زندگیشون یه چرخس
و زمین پره از این آدم ها
1311
و من نمیدانم
آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟
آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟
آدم پر میشود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ گاه دچار تردید نشود.
از کتاب: سمونی مردگان
اثر: عباس معروفی
1391
پس بگو قرار بود که تو بیایی و
من نمیدانستم!
دردت به جان بیقرار پر گریهام
پس این همه سال و ماه ساکت من کجا بودی؟
حالا که آمدی
حرف ما بسیار، وقت ما اندک،
آسمان هم که بارانیست ...!
به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
دوری از دیدگان دریا نیست!
سر به سرم میگذاری ... ها؟
میدانم که می مانی
پس لااقل باران را بهانه کن
دارد باران میآید.
دکلمه: خسرو شکیبایی به نام نشانی اول
1343
قبل از خلقت حوا خدا از تو اجازه خواست تا دست به شاعرانگی بزند و تو اجازه دادی که زیبایی با رنگ گندم و دست سیب متولد شود. خدا خواست تا خستگی با چیزی شبیه دلبستگی از تن آفرینش بیرون بیاید و تو خواستی که هر دلی به یاری آغشته گردد. تو گردنبندی از کلمات را از دور گردنت باز کردی و دور گردن حوا انداختی. کلماتی مثل آه ،آشنا ، آرزو و آواز...
اگر تو نبودی زیبایی نبود. اگر زیبایی نبود پاییز نبود و اگر پاییز نبود عاشقی نبود که گوشههای پنهان دنیا را پیدا کند.
حالا که اسفند بیش از هر چیزی به کندهی کلمات و شعلههای شبزندهدار نیاز دارد. تو باید چشم ببندی و انگشت مسیحاییات را روی تصنیفی بگذاری تا ضربان عشق بازی در شاخههای خشک بیدار شوند.
احساس میکنم دوستداشتن تو بیش از هر کسی و هر چیزی خدا را خوشحال کرد و بعد از خدا مادرانمان را.
دوستداشتن تو درستترین کاری بود که در تمام عمر انجام دادهام.
جلال حاجی زاده
1333
هیچ کجا هیچ زمان
فریادِ زندگی بیجواب نمانده است.
به صداهای دور گوش میدهم
از دور به صدای من گوش میدهند
من زندهام
فریادِ من بیجواب نیست،
قلب خوب تو جواب فریاد من است.
مرغِ صدا طلایی من در شاخ و برگ خانهی توست
نازنین! جامهی خوبت را بپوش
عشق، ما را دوست میدارد.
احمد شاملو (بیست و یکم آذر ۱۳۰۴ – دوم مرداد ۱۳۷۹)
شاعر، فیلمساز، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود.
محل دفن او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص شعری احمد شاملو الف. بامداد و الف. صبح بود.
1319
تاریخ مازندران پر از وقایع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مهم است که تاثیر مستقیم بر زندگی مردم امروز ای
ادامه مطلب ❯
پرطرفدارترین مراکز خرید در شهر بابل اگر قصد دارید در شهر بابل یک روز کامل را به خرید، تفر
ادامه مطلب ❯
چرا مراجعه به مراکز فروش و تعمیر معتبر لوازم خانگی در بابل اهمیت دارد؟مقدمه در دنیای امروز، لواز
ادامه مطلب ❯
شهر بابل در دوران پهلوی: تحولات، خدمات و رویدادهای کلیدی
شهر بابل، واقع در قلب استان مازندران و از کهنترین شهرهای شمال ایران، در دوران پهلوی اول و دوم (۱۳
ادامه مطلب ❯